به روز شده در: ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۴:۰۲
بخش اول/ در سومین نشست ضرورت پژوهش در آثار دفاع مقدس و مقاومت مطرح شد؛
پژوهشگر حوزه دفاع مقدس گفت: نظام آموزشی ما جایگاه شایسته‌ای در زمینه سؤال‌محوری ندارد. نظام آموزشی و نظام ارتباطاتی ما، یک نظام معمولاً بالا به پایین و کمتر مشارکتی است و آموزش‌ها براساس آموزش مخزنی صورت می‌گیرد.
کد خبر: ۵۳۲۵۰۸
تاریخ انتشار: ۱۵ تير ۱۴۰۱ - ۰۴:۳۹ - 06July 2022

گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس: پژوهش به عنوان زیربنای هر اقدام و فعالیتی برای رسیدن به نتیجه درست و خروجی کامل از اهمیت زیادی برخوردار است. پژوهش‌ها می‌توانند راهگشای بسیاری از پرسش‌ها و پر کننده ضعف‌ها و خلاء‌ها در موضوعات مختلف باشند.

موضوع پژوهش در دفاع مقدس از حیث جلوگیری از تحریف و تهدیدات حائز اهمیت است، پژوهش‌ها از جهتی پاسخگوی بسیاری از سوالات و روشن شدن نقاط مبهم این برهه مهم تاریخی هستند که استفاده از آن در آثار مکتوب و غیر مکتوب دفاع مقدس بر اعتبار این آثار افزوده و به بیان درست این دوران پر افتخار می‌انجامد.

در راستای پرداختن به اهمیت پژوهش در آثار دفاع مقدس خبرگزاری دفاع مقدس با همکاری مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس نشست‌هایی را با نویسندگان این حوزه برگزار کرده است. پیش از این دو نشست دیگر با چهار تن از نویسندگان حوزه دفاع مقدس برگزار شد و اینک پیش روی مخاطبان نشست سوم با حضور «شهلا پناهی» نویسنده و محقق حوزه مقاومت و «مهدی کاموس» پژوهشگر حوزه دفاع مقدس برگزار شد.

مسوولان به اهمیت پژوهش پی نبرده‌اند/ کشور جایگاه شایسته‌ای در سوال محوری ندارد

مهدی کاموس متولد ۱۳۵۵ تهران، فعالیت در حوزة ادبیات را از سال ۱۳۷۴ در فرهنگسرای بهمن و حوزة هنری و ادبیات داستانی و نمایش وتئاتر شروع کرد. اولین رمان او «ماهی‌های گل سرخ» در مورد انقلاب و شهدای گیلان است که سال ۱۳۷۸ منتشر شد و قبل از آن هم مجموعه داستان‌هایی بود که به عنوان داستان‌های کوتاه به اتفاق چندتن از دوستانش را منتشر کرد. در کنار داستان‌نویسی حوزه ادبیات کودک و نوجوان، به کار پژوهش مشغول شد. کتاب «نیایش نسل سرخ» او که تحلیل محتوای ذکر دعا در وصیتنامة شهدای استان فارس بود به عنوان کتاب برگزیده جشنواره کتاب‌های دفاع مقدس سال ۱۳۸۴ انتخاب و کتاب مبانی ادبیات دینی کودک و نوجوان هم برگزیده کتاب سال کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شد. این کتاب جزو کتب منبع درسی برای رشته‌های ارشد و دکتری در آزمون‌هاست. کتاب مبانی زندگینامة داستانی با رویکرد تحلیل محتوا در حوزة زندگینامة دفاع مقدس را به چاپ رساند که به بررسی آثار زندگینامه داستانی و ارتباط آن به عنوان یک اثر علمی و مستند پر داخته است. در این کتاب پنجاه زندگینام شهدای دفاع مقدس تحلیل محتوا شد.

شهلا پناهی از سال ۱۳۹۳ وارد عرصه نویسندگی در حوزه مقاومت شد. پیش از این نویسندگی را با نوشتن داستان کوتاه و یک مجموعه پژوهشی درباره حضرت امام انجام داد. با پررنگ شدن خبر جنگ در کشور‌های منطقه به خصوص سوریه و عراق وارد حوزه مقاومت شد.

در ادامه بخش اول میزگرد با این دو نویسنده و پژوهشگر را می‌خوانید.

مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس: در خصوص ضرورت پژوهش در آثار دفاع مقدس و حوزه مقاومت صحبت کنید و اینکه اساسا چرا باید جدی به پژوهش در این عرصه بپردازیم.

کاموس: پژوهش یک فرآیند است. یعنی زمانی که از پژوهش می‌گوییم در واقع از یک فرآ‌یند صحبت می‌کنیم و باید متوجه باشیم که در پژوهش قرار نیست کسی پاسخ سؤالات ما را بدهد. به خصوص در حوزه‌های علوم اجتماعی، علوم انسانی و حوزة ادبیات، معمولاً پژوهش‌ها در پایان به یک نظریه و یا یک یافته می‌رسند که آن نظریه‌ها و یافته‌ها خودشان سؤالات جدیدتری را مطرح می‌کنند. به خاطر همین است که در پژوهش‌ها، مخصوصا پژوهش‌های دانشگاهی معمولاً یک بخش انتهایی و بخش پیشنهادات دارد که پژوهشگر پیشنهاد پژوهش‌های دیگری را مطرح می‌کند.

ما باید دقت کنیم که پژوهش پیرامون مسئله شکل می‌گیرد. یعنی تا مسئله‌ای وجود نداشته باشد، پژوهشی هم اتفاق نمی‌افتد. به خاطر همین جامعه‌ای، جامعة پژوهش‌محور خواهد بود که در گام اول آن جامعه، یک جامعة مسئله‌محور باشد. جامعة مسئله‌محور جامعه‌ای است که آموزش و پرورش آن، آموزش راوی آن، نظام جامع آموزشی آن جامعه، یعنی از آموزش و پرورش، آموزش عالی گرفته تا صدا و سیما، نهاد‌های خصوصی، انجمن‌ها و همة مراکزی که در حوزة آموزش و یادگیری کار می‌کنند، بنای ارتباطشان با همدیگر و بنای آموزش آنها، مبتنی بر مسئله و سؤال باشد و امکان گفتگو و دیالوگ بین آن جامعه برقرار باشد. آن جامعه برای خودش حقوقی قائل باشد و برای آن حقوق دنبال تکالیفی بگردد و در کنار این حقوق و تکلیف بتواند به مسائل خودش پاسخ بدهد.

کشور جایگاه شایسته‌ای در سوال محوری ندارد

یکی از مسائل اساسی که ما در جامعة خودمان داریم این است که نظام آموزشی ما جایگاه شایسته‌ای در زمینه سؤال‌محوری ندارد. نظام آموزشی و نظام ارتباطاتی ما، یک نظام معمولاً بالا به پایین و کمتر مشارکتی است و آموزش‌ها براساس آموزش مخزنی صورت می‌گیرد. پائول فریره یک کتابی دارد به نام «آموزش ستمدیدگان»، فریره یک پژوهشگر و یک نظریه‌پرداز برزیلی است که در کتاب خودش چنین بیان می‌کند که معلم‌ها و آموزگار‌ها و نخبگان یک جامعه، معمولاً خودشان را منبع و مخزنی تصور می‌کنند که از آن منبع و مخزن قرار است دانش به سمت فراگیران دانش سرازیر بشود لذا این آموزش، آموزش ستمدیدگان است. چون فراگیران امکان مشارکت و حضور در شکل‌گیری دانش را ندارند.

چشم انداز پژوهش در کشور باید در راس قرار گیرد

نکته این است چشم انداز پژوهش در کشور این است که بایستی در رأس قرار بگیرد و این در رأس قرار گرفتن فقط به کارکرد‌های پژوهش محدود نمی‌شود و این به خاطر نوع شکل‌گیری آیندة جامعة ایران است. یعنی یک جامعة انقلابی مسلمان که داعیه اداره و حمایت از مستضعفین جهان و اداره جهانی را دارد، ناگزیر از این است که پژوهش‌محور و مسئله‌محور باشد.

ساختار یک جامعه باید پژوهش محور باشد

پژوهش‌محور بودن یک جامعه باز می‌گردد به ساختار آن جامعه. وقتی شما بحث آزادی بیان را مطرح می‌کنید، گردش آزاد اطلاعات را مطرح می‌کنید، نحوة طبقه‌بندی اسناد و مدارک را مطرح می‌کنید، به ساختار باز می‌گردد. اینکه چه سالی اسناد و اطلاعات باید آزاد بشوند؟ چون یکی از مشکلات ما در حوزه مقاومت ودفاع مقدس طبقه‌بندی غیرحرفه‌ای اطلاعات است. دسته‌بندی نشدن و آرشیو نشدن درست اطلاعات است، عدم دستیابی آسان و درست و دقیق به دانش است. خیلی وقت‌ها بسیاری از اطلاعات نه طبقه‌بندی است و نه محرمانه و نه چیزی، ولی، چون خوب آرشیو نشده‌اند، امکان دسترسی به آن‌ها وجود ندارد و نمی‌شود آن‌ها را پیدا کرد. مثل اینکه می‌گویند در خانة ما چیزی گُم نمی‌شود، ولی چیزی هم پیدا نمی‌شود. این بی نظمی به خاطر این است که از ابتدا نگاهی به این حوزه وجود نداشته و به این فکر نشده که اطلاعات یک روزی استفاده بشود. به خاطر الان به اینجا رسیده‌ایم که دانش ذهنی وضمنی فرماندهان جنگ و رزمندگان و پژوهشگران خودمان را تبدیل کنیم به دانش عینی. برای اینکه اطلاعات و دانش‌های شفاهی ما از بین نرود.

مسئله ما در ساختار‌های کلان جامعه این است که مسئله محور و پژوهش‌محور نیستیم. ساختار‌های کلان جامعه منظور خانواده، دین، سیاست، اقتصاد است، مثلا در نظام آموزش و پرورش که ساختار کلان مدرسه یا در ساختار کلان خانواده، چقدر خانواده‌های ما اهل پرسیدن هستند. چقدر ما با فرزندانمان گفتگو می‌کنیم و معمولاً این موضوع جا افتاده که فرزند خوب فرزندی است که کمتر حرف می‌زند و دانش‌آموز خوب دانش‌آموزی است که کمتر سؤال می‌کند. در حالی که اگر قرار است ما در مورد پژوهش صحبت کنیم، بایستی ساختار‌های جامعه به سمت ساختار‌های پژوهش‌محور بود.

مسوولان به اهمیت پژوهش پی نبرده‌اند/ کشور جایگاه شایسته‌ای در سوال محوری ندارد

فاصله بین وضع موجود و وضع مطلوب مسئله را شکل می‌دهد/ اساس پژوهش مسئله محوری است

گام دوم بحث این است که پژوهش، همان طور که اشاره کردم پیرامون مسئله شکل می‌گیرد، تعریف ما از مسئله فاصلة بین وضع موجود و وضع مطلوب است. فاصله‌ای که فراگیر شده باشد و مورد مطالبة جامعه قرار گرفته است. الان در موضوع کودکان کار، وضعیت موجودشا به نسبت و وضعیت کسانی که باید کار کنند و شرایط مطلوب یک فاصلة عمیقی وجود دارد. بچه‌های زیر ۱۵ سال اصلاً نباید کار کنند که اینجا دارند کار می‌کنند، در خیابان دارند کار می‌کنند و ساماندهی شده نیستند و ده‌ها مسئله دارند. یا بهداشت آن‌ها و تربیت و اخلاق آن‌ها خیلی متفاوت از عرف است. اینجا یک فاصله‌ای بین وضع موجود تا وضع مطلوب وجود دارد. این مسئله بوده، کودکان کار که مربوط به امسال و ۱۰ سال و ۲۰ سال قبل نیستند، این‌ها همیشه بوده‌اند. اما وقتی فراگیر می‌شود که ما می‌بینیم تعداد زیادی از دانش‌آموزان برای ورود به بازار کار و کارگاه‌ها ترک تحصیل می‌کنند، متأسفانه ما فقط کودکان سر چهارراه‌ها را می‌بینیم که این‌ها بیشتر کودکان خیابانی هستند تا کودکان کار. درحالی که کودکان کار کسانی هستند که در کارگاه‌ها، معادن، کوره‌پزخانه‌ها و بازار کار می‌کنند و بعضاً هم کار‌های سخت، پیش‌پاافتاده و غیرحرفه‌ای دارند. این موضوع چه زمانی به مسئله تبدیل می‌شود؟ زمانی که فراگیر بشود. یعنی زیاد بشود و به چشم بیاید و همه متوجه این موضوع بشوند. تعداد آن از یک حدی برود بالاتر.

گام سوم اینکه مورد مطالبه قرار بگیرد. یعنی نخبگان جامعه و رسانه‌های جامعه بیایند و بگویند چرا این کودک سرچهارراه کار می‌کند؟ چرا این کودک در بازار باید کار کند، او باید درس بخواند و الان برای او سن کار نیست. غیرقانونی است کار کردن او.

پس گام دوم این است که ما وقتی در مورد پژوهش صحبت می‌کنیم، پژوهش فرآیندی است که می‌خواهد پاسخ و راه‌های رسیدن به پاسخ برای مسئله‌ای را به ما نشان بدهد که آن مسئله این سه ویژگی را دارد، بین وضع موجود و مطلوب آن فاصله افتاده است، فراگیر شده و مورد مطالبة نخبگانی یا اکثریت جامعه و یا سران و فرماندهان و رهبران جامعه قرار گرفته است.

پژوهش در مدیران محدود به نظرخواهی از چند خبره است/ پژوهش و مراجعه به کارشناس ۲ بحث جداست.

اما بحث سومی که من می‌خواهم ورود کنم و بحث اصلی جلسة ما هست، ناظر به تجربه‌های نویسندگان و پژوهشگرانی مثل خانم پناهی و دوستان دیگر، در حوزه دفاع مقدس و حوزة ادبیات دفاع مقدس است ما دو محور در حوزة پژوهش داریم. یک محور برمی‌گردد به نهاد‌های دفاع مقدس و مقاومت، یک موضوع برمی‌گردد به پدیدآوردگان. یعنی نویسندگان و کسانی که کار را می‌نویسند. در نهادها، نهاد‌های متولی حوزة دفاع مقدس، بحث ضرورت پژوهش مطرح است. یعنی مسئولان طراز اول نهاد‌های دفاع مقدس ما شاید در کلام و شعار ضرورت پژوهش را مطرح کنند، اما در عمل، ضرورت پژوهش مشاهده نمی‌شود،، چون ضرورت پژوهش زمانی ایجاد می‌شود که بنده به عنوان مدیر یک نهاد، بخواهم کاری بکنم و تصمیمی بگیرم که این تصمیم مبتنی بر پژوهش باشد، در حالی که بیشترین کاری که می‌کنیم، این است که به نظرات چند نفر کارشناس و افراد خبره مراجعه می‌کنیم، درحالی که مراجعه به افراد و کارشناسان خبره، با پژوهش دو بحث جدا است و چه بسا پژوهش‌هایی که خبرگان پژوهش می‌کنند به نتایج متفاوتی با دیدگاه‌ها و نظرات خودشان برسد.

عرصه پژوهش در سطح مسوولان فهم نشده/ بسیاری از شعار‌های ما مبتنی بر پژوهش نیست

عرصه پژوهش دفاع مقدس و حوزة مقاومت در سطح مسئولان، هنوز به معنای واقعی خودش فهم نشده است. سردار باقری صحبتی در خصوص پژوهش در اولین جلسة اختتامیة جایزه دوسالانه شهید سردار سلیمانی داشت، که دکتر سنگری پیشنهاد کرد این بحث تبدیل به کتابچه‌ای بشود و در اختیار همة مدیران و مسئولان حوزه قرار بگیرد. این اتفاق هم افتاد. در آنجا سردار باقری ضرورت پژوهش را کاملاً درک کرده بود و مطرح کرد بدون انجام پژوهش، کار‌هایی که می‌کنیم و راه‌هایی که می‌رویم، از اعتماد و اعتبار لازم برخوردار نیست و در واقع اعتبار لازم را ندارند و نمی‌شود به این راه‌ها اعتماد کرد.

برای مثال خوب است به دو تصمیم بزرگ در کشورمان نگاه کنیم، در دهة هفتاد بحث کنترل جمعیت در کشور مطرح شد، اما چون پژوهش به معنای واقعی در این زمینه اتفاق نیفتاد و تنها به الگوگیری بسنده کرده بودیم مجبور شدیم بعد از دو دهه راه را عوض کنیم. یا در مورد فاصله بین نسل‌ه معتقد بودیم شکاف نسلی در جامعه وجود دارد در حالی که پژوهش‌ها ما را به این رساند تنها دارای تفاوت نسلی هستیم. اصلا در جامعة سنتی و دینی ایران، شکاف نسلی امکان اتفاقش خیلی پایین است و اتفاق نیفتاده است.

بسیاری از شعار‌ها و حرف‌هایی که ما می‌زنیم مبتنی بر پژوهش نیست، اما براساس آن برنامه‌ریزی و اقدام می‌کنیم. سیاستگذاری و برنامه‌ریزی می‌کنیم، ولی بعد پیامد‌ها و آسیب‌‎ها را می‌بینیم.

انتهای پیام/ ۱۴۱

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها
آخرین اخبار