به روز شده در: ۱۵ تير ۱۴۰۱ - ۱۹:۵۸
شهید محمود نظری در قسمتی از وصیت‌نامه خود آورده است: «سنگر خونینم را پر کنید و اسلحه‌ام را به دست بگیرید و با دشمنان اسلام بجنگید مبادا لحظه‌اى از گفتار رهبر سرپیچى کنید.»
کد خبر: ۵۰۲۱۰۰
تاریخ انتشار: ۰۳ بهمن ۱۴۰۰ - ۱۲:۳۳ - 23January 2022

شهید نظری: مبادا لحظه‌اى از گفتار رهبر سرپیچى کنید

به گزارش گروه سایر رسانه‌های دفاع‌پرس، «شهید» شاهد شهود عرفانی شد و نقش هرچه خوبی را در چهارفصل گیتی نمایان کرد و چشم ستارگان آسمان را روشن، ققنوس هشت جنت که هفت آسمان را مجذوب خود کرده است، همان عاشقی که در وادی مقدس عاشقی، پر پرواز گشود و فرشتگان را نوازشگر روح نابش کرد.  

می‌خواهیم هر روز را با نامی و یادی از این ستاره ها، شب کنیم و کار را با تبرک و مدد از این عارفان عاشق آغاز؛ باشد که ادای دینی باشد بر آن همه رشادت، شهامت، مجاهدت و شجاعت... «برگ سبزی، تحفه درویش»، «تا چه قبول افتد و چه در نظر آید».

وصیت‌نامه شهید محمود نظری

«بسم الله الرحمن الرحیم

زیباترین مرگ‌ها شهادت در راه خداست.

با سلام به تمام ادیان الهى و رهبران الهى از نوح نبى‌الله تا محمد ابن عبدالله که هدف تمام آن‌ها پیاده کردن قوانین اسلام در بین مردم بوده است و کوشش کردند تا انسان‌ها را از جهل و نادانى نجات دهند و به سوى خدا بخوانند تا راهشان را پیدا کنند و از بت‌پرستى دست بردارند.

و با درود بر امامان معصوم از حضرت على (ع) تا مهدى فاطمه که ادامه‌دهنده راه انبیاء بودند و هستند و مخصوصا مهدى فاطمه که در عالم غیبت به سر مى‌برند و شیعیان در انتظار ظهورش لحظه‌شمارى مى کنند تا بیایند و جهان را از لوث وجود کفر و نفاق پاک کنند و آن‌ها را از چنگال دژخیمان جبار آزاد سازند.

و با درود بر نایب مهدى (عج) آن چشم و چراغ ملت ایران و آن مجاهد روز و عابد شب و آن روح خدا (امام خمینى) مردى که بار سنگین انقلاب به دوش او بوده و ما مدیون زحمات ایشان هستیم، امیدوارم بتوانم در این موقعیت خدمتى به اسلام بنمایم.

و با درود به شهداى به خون غلتیده از کربلاى حسین تا کربلاهاى ایران که هر گوشه از خاک ایران کربلاى تازه‌اى است که هدف تمام آن‌ها رضاى الله بوده و هست، آن‌ها رفتند و به ما درس آزادگى آموختند که ما باید پیرو شهیدان به خون غلتیده باشیم و، اما وقتى که اسم شهیدان را می‌شنوم به یاد حسین در کربلا می‌افتم و با خود می‌گویم اى کاش در روز عاشورا در کربلا کنار حسین بودم و در رکاب او شمشیر می‌کشیدم و به راهش کشته می‌شدم این آرزویم در دل بود تا امروز؛ اما امروز می‌گویم حسین جان اگر در صحراى کربلا نبودم تا یاری‌ات کنم، اما امروز در کنار فرزندت در کربلاى ایران با دشمنان اسلام می‌جنگم و با رهبرم پیمان می‌بندم در راه اسلام تا آخرین قطره خونم دریغ ننمایم و از سنگر بیرون نمی‌آیم مگر آنکه جسمم پاره پاره شود پس وقتى که بدنم غرق خون شود آن وقت آرزویم برآورده می‌شود و این براى من بسى افتخار است در روز قیامت نزد حسین عزیزم خوشحال هستم چرا؟ به خاطر اینکه به نداى حسینم لبیک گفتم و، چون فرزندش علی‌اکبر به راه حق فدا شدم.

و اینک پدرجان با شما چندى سخن دارم. اى پدر بزرگوارم از اینکه نتوانستم جبران آن همه زحمات شما را نمایم مرا حلال کنید، پدرجان وقتى خبر شهادتم به شما رسید سفارش می‌کنم کربلا را بیاد بیاور و حسین و اهل بیت‌اش را؛ چون مولایم حسین در کربلا موقعى که برادرش را از دست داد جوانش قطعه قطعه شد علی‌اصغرش آن سرباز کوچکش غرق به خون شد بدن خودش پایمال سم ستوران شد، اما پدرجان مقاومت و صبر حسین را ببین موقعى که همه یارانش کشته شدند خیمه‌ها بی‌سرپرست ماند و، اما با گلوى بریده‌اش باز صدا می‌زد خدایا این قربانى را از من قبول بفرما.

ما هر چه داریم باید به خاطر رضاى الله فدا کنیم، زیرا دنیا وفا ندارد، دنیا به پیامبر و مولایم حسین وفا نکرد پس به ما وفا خواهد کرد؟ باید طورى در صحنه قیامت نزد فرزند زهرا ظاهر شویم که روسفید باشیم؛ پدرجان، چون حسین شجاع و صبور باش در راه خدا، این‌ها همه امتحان است و ما باید از آن سربلند خارج شویم مانند مولایمان حسین.

و تو اى مادر عزیزم شب‌ها کنار گهواره من بیدار مانده‌اى و نخوابیدى تا مرا به این سن جوانى رساندى و هم اکنون که مى خواهم جبران آن همه زحمات را بنمایم از شما دور هستم، اما قلبم و روحم در کنار شماست، مادرجان وظیفه‌ام حکم می‌کند به خاطر اسلام از شما دور باشم و اگر خدمت به شما نکردم و وظیفه‌ام را خوب انجام ندادم مرا حلال کنید؛ مادرجان در مرگم شکیبا باش، چون مادر وهب که وقتى در صحراى کربلا سر فرزندش را نزد او انداختند آن را به سوى دشمنان پرتاب کرد و گفت سرى را که در راه خدا داده‌ام دیگر پس نمی‌گیرم.

و شما اى خواهرانم اى عزیزانم شما هم خود را براى رنج و بلا آماده سازید؛ به زودی برادر خود را غرق به خون ملاقات می‌کنىد، اما مقاوم و صبور باشید، چون زینب (س) الگوى شماست در شجاعت و سخاوت و صبر.

و تو اى همسر مهربانم در این مدت که با هم زندگى کردیم بعضى وقت‌ها حرفهایى به شما زده‌ام که شما رنجیده‌اید امیدوارم مرا حلال کنید، با شما گفت‌وگویى دارم آن روز که بین ما جدایى می‌افتد شما را سفارش مى کنم به مقاومت.

و اى دوستانم وقتى خبر شهادتم به شما رسید سنگر خونینم را پر کنید و اسلحه‌ام را به دست بگیرید و با دشمنان اسلام بجنگید مبادا لحظه‌اى از گفتار رهبر سرپیچى کنید، آنقدر در سنگر بمانید تا اسلام پیروز شود، خدایا از تو مى خواهم که این منافقین کوردل و روباه صفت را هر چه زودتر سرنگون و خوار بفرمایى.»

منبع: فارس

انتهای پیام/ ۹۱۱

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها