به روز شده در: ۱۴ آذر ۱۴۰۰ - ۰۴:۱۰
شهید «ملا محمد ذبیحی» شک و شبهه‌هایی را در خطبه‌های نماز پاسخ می‌داد که از سوی برخی سرکردگان گروهک‌ها مطرح شده بود و این کار وی باعث شد که گروهک‌ها کینه‌اش را به دل بگیرند و وی را به شهادت برسانند.
کد خبر: ۴۸۴۲۶۱
تاریخ انتشار: ۲۸ مهر ۱۴۰۰ - ۰۲:۱۹ - 20October 2021

مروری بر زندگی نامه مبارزاتی شهید «ملا محمد ذبیحی»به گزارش خبرنگار دفاع‎پرس از کردستان، «ملا محمد ذبیحی» اول تیرم ۱۳۲۴ در روستای بیساران مریوان به دنیا آمد. از محضر پدرش ملا نجم‌الدین و برادرش ملا جلال‌الدین بهره‌مند شد. نزد ملا جمیل‌الدین ذبیحی روستای هویه درس خواند، محضر شیخ زاهد نقشبندی و ملا خالد مفتی‌زاده را درک کرد. با استعدا و نبوغ سر شاری که داشت تحصیلات حوزوی را ادامه داد و موفق شد در مذهب امام شافعی  از مفتی کردستان اجازه افتاء دریافت کند.

پس از مرگ برادرش ملا صلاح‌الدین، به درخواست مردم امام جماعت مردم بیساران شد و با این مسئولیت، فعالیت و تلاش وی بیشتر شد. قبل از انقلاب هویت رژیم پهلوی را برای مردم آشکار و مردم را با نهضت امام خمینی (ره) آشنا می‌کرد. بعد از انقلاب در راه حفظ و اعتلای اهداف انقلاب اسلامی تلاش و کوشش داشت. در خطبه‌های نماز جمعه به ترویج مسائل اسلامی و حکومت اسلامی و ارشاد مردم مشغول بود و با اهل نفاق و گروهک‌ها مبارزه کرد که بر آنان گران آمد، چند بار در دست آنان گرفتار شد که با پایمردی رهایی یافت تا اینکه بعد از نماز صبح روز بیست و ششم دیماه ۱۳۶۰ به دست گروهک‌ها ترور شد و دعوت حق را لبیک گفت و به دیدار معبود شتافت.

مردم بیساران جنازه شهید ذبیحی را در مسجد جامع بیساران دفن کردند. از شهید ذبیحی دو فرزند به یادگار مانده است.

فعالیت‌ها افکار و عقاید

۱۸ سالگی ملا محمد مصادف بود با آغاز قیام‌های مردمی در سال ۱۳۴۲ وی نیز به روشنگری افکار عمومی در منطقه مشغول بود و پس از اتمام خدمت سربازی، دو سال امام جماعت مسجد مرتضی روستای بیساران بود و در این مسجد به ارشاد و هدایت مردم مشغول بود.

ملا محمد برای آشنا کردن مردم به حقایق دین اسلام و وظایف مردم در برابر ستم حکومت سلطنتی از هیچ تلاشی دریغ نکرد و از کینه عمال رژیم پهلوی باکی نداشت. تظاهرات مردمی در سال‌های ۵۶ و ۵۷ در روستای بیساران به دعوت وی بود و در سازماندهی مردم نقش اساسی داشت. در سخنرانی هایش وعده پیروزی انقلاب اسلامی را به مردم می‌داد و آنها را به مبارزه علیه حکومت پهلوی تشویق می‌کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به مبارزه علیه گروهک‌های پرداخت که با وعده‌های میان تهی اسلام و انقلاب را نابود کنند، ملا محمد هویت این گروه‌ها را برای مردم برملا می‌کرد و بسیار تلاش نمود که جوانان را آگاه سازد تا از افتادن در دام شیطانی گروهک‌ها برحذر دارد.

وی شک و شبهه‌هایی را در خطبه‌های نماز پاسخ می‌داد که از سوی برخی سرکردگان گروهک‌ها مطرح شده بود و این کار وی باعث شد که گروهک‌ها کینه اش را به دل بگیرند. ابتدا سعی کردند تا وی را اذیت کنند، سپس نامه تهدید آمیزی را برایش فرستادند که «باید از تبلیغ آیین اسلام و طرفداری از انقلاب اسلامی دست برداری و گرنه کشته خواهی شد».

پاییز سال ۱۳۵۸ گروهک‌های مسلح، وارد روستای بیساران شدند و خانه ملا محمد ذبیحی را اشغال کردند، مسجد را نیز تصرف کردند. افراد حزب دموکرات شب دوازدهم آذر ماه می‌خواستند ملا محمد را با خود به اسارت ببرند که در اثر فشار مردم مجبور شدند وی را آزاد کنند.

زمستان همان سال بود که افراد گروهک کومله به بیساران آمدند و به آزار و اذیت مردم پرداختند، در مسجد بیساران دادگاهی تشکیل دادند تا بیداد را به نهایت برسانند. آن‌ها می‌خواستند محبوب‌ترین مرد بیساران یعنی ملا محمد را محاکمه کنند، اما در برابر بی باکی مردم و طرفداری از ملا محمد، مجبور شدند از عمل خویش دست بردارند، اما ملا محمد گویی تهدیدی را ندیده و نشنیده است، هم چنان هویت گروهک‌ها را افشا می‌کرد و از گفتن حق دست بر نمی‌داشت و برای دفع اسلام ستیزی گروهک ها، کلاس‌های آموزش قرآن را گسترده کرد.

برخی نزدیکانش از وی خواسته بودند در خطبه‌های نماز احتیاط کند و از یادآوری مطالبی که گروهک‌ها را عصبانی کند بپرهیزد، وی در پاسخ می‌گوید: «به محض اینکه به ایراد خطبه‌های نماز می‌پردازم احساس می‌کنم که هاتفی غیبی می‌گوید نترس و هر چه در دل داری به گوش مردم برسان».

افراد ضد انقلاب هر کاری کردند نتوانستند ملا محمد را تسلیم و یا وی را به سکوت وادار کنند از این روی وی را به شهادت رساندند.

بخشی از وصیت نامه شهیدملا محمد ذبیحی

«نظر به اینکه شربت مرگ را باید هر کسی بچشد و البته این امری الهی است، لیکن خانواده و تبار ایجانب محمد ذبیحی فرزند مرحوم ملا نجم الدین همگان می‌دانند که نسل به نسل به راهنمایی مسلمانان پرداخته است، اکنون سه چهار ماه است عده‌ای آشکار و پنهان علیه این بنده، دست به رفتارها و کردارهای ناپسند می‌زنند بارها کتبأ و شفاهأ مرا تهدید کرده اند که اگر درباره قرآن و دین خدا تبلیغ کنی گلوله تحویل می‌گیری.

من از این تهدیدات باکی ندارم البته آنان چند بار مرا دستگیر کرده اند و به منزلم تیراندازی کرده‌اند. آنان دست از اعمال هولناک و زشت خود بر نمی‌دارند. بارها گفته‌ام بازهم می‌گویم و می‌نویسم که اگر بنده به سببی غیر از بیماری از دنیا بروم به وسیله دشمنان انقلاب بوده، به دست گروهک‌هایی که از دین خدا و قرآن بیزارند. مردم مواظب باشید به بیراهه نروید و حق و باطل را از هم تمیز دهید! تا روز جزا مؤاخذه نشوید و دچار عذاب الهی نشوید».

انتهای پیام/

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها