به روز شده در: ۰۴ آذر ۱۳۹۹ - ۱۹:۰۱
چهل‌سالگی سرو/
شهید «امرالله ناصری» فرزند غلامرضا، در تاریخ ۱۳۳۳/۱/۷ هجری‌شمسی در خانواده‌ای مستضعف و مذهبی در روستای وراعون از توابع بخش عقدای شهرستان اردکان پا به عرصه وجود نهاد. سرانجام در تاریخ ۱۳۶۱/۱۱/۲۱ در منطقه عملیّاتی فکّه و در عملیّات والفجر مقدّماتی به شدّت مجروح شد و با پرواز روح بلندش به ملکوت به شهادت رسید.
کد خبر: ۴۲۳۳۹۸
تاریخ انتشار: ۰۴ آبان ۱۳۹۹ - ۱۹:۲۷ - 25October 2020

به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از یزد، شهید «امرالله ناصری» فرزند غلامرضا، در تاریخ ۱۳۳۳/۱/۷ هجری‌شمسی در خانواده‌ای مستضعف و مذهبی در روستای وراعون از توابع بخش عقدای شهرستان اردکان پا به عرصه وجود نهاد.

او ششمین فرزند خانواده بود. خانواده متدیّن و ولایی ناصری به عشق هشتمین امام شیعیان و ولی نعمت ما ایرانیان نام زیبای «غلامرضا» را برای او انتخاب کردند و در تربیتش کوشیدند. شهید ناصری به همراه خانواده‌اش در روستای دور افتاده و کم امکانات زندگی سختی را می‌گذراندند.

به هر حال امرالله در سایه پر محبّت پدر متدیّن و در دامان مادر متعهد و ولایی بزرگ شد و چون مدرسه‌ای هم در روستا نبود، نتوانست به تحصیل بپردازد و از نعمت سواد بی‌بهره ماند. حدوداً ده یازده ساله بود که مصلحت و مشیّت الهی بر این تعلّق گرفت که از وجود نعمت پر برکت مادر بی‌بهره بماند و مادرش به رحمت خدا رفت.

به دنبال این حادثه ناگوار، مشکلات خانواده ناصری به حد زایدالوصفی بالا گرفت. پدر خانواده مجبور به ازدواج مجدد شد و فرزندان نیز پهلوی نامادری به سر بردند. این جوان برومند در روستا کمک کار پدر بود، تا به سنّ ازدواج رسید و با دختری از خانواده‌ای نجیب در همان روستا ازدواج کرد که ثمره آن دو فرزند بود، یک پسر و یک دختر.

او جوانی خوش اخلاق و خوش برخورد بود. محیط پاک و بی‌آلایش روستا او را مخلص و با صداقت و دوست دار مردم به بار آورده بود. مقیّد به انجام واجبات و ترک محرّمات بود. عاشق اهل بیت (ع) و انقلاب و امام بود. زمانی که جبهه‌های نبرد جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نیاز به رزمنده داشت و امام خمینی (ره)، رهبر انقلاب، جوانان را به جبهه فراخواند؛ در بسیج ثبت نام کرد و در پادگان شهید بهشتی یزد آموزش دید و حضور در جبهه و سنگرنشینی عشق و دفاع از اسلام را بر حضور در منزل و آغوش خانواده و مادّیات ترجیح داد.

داشتن زن و فرزند و علائق دنیوی نتوانست مانع رشد معنوی و انجام وظیفه او شود؛ راهی جبهه شد و با قدسیان همسنگر شد و به دفاع از اسلام و مبارزه با دشمنان متجاوز مشغول شد.

سرانجام در تاریخ ۱۳۶۱/۱۱/۲۱ در منطقه عملیّاتی فکّه و در عملیّات والفجر مقدّماتی به شدّت مجروح شد و با پرواز روح بلندش به ملکوت به شهادت رسید؛ امّا پیکر پاکش سال‌ها درکربلای ایران ماند و علاوه بر افتخار شهادت، به کسب مدال شهید مفقود نیز مفتخر شد.

پس از ۱۱ سال و ۴ ماه در تاریخ ۱۳۷۳/۳/۲۶ جسم مطهرش به وطن بازگشت و پس از تشییع باشکوه توسط مردم شهید پرور اردکان و منطقة عقدا در گلزار شهدای روستای وراعون در زادگاهش به خاک سپرده شد.

در ادامه فرازی از وصیت‌نامه شهید بزرگوار را از نظر می‌گذرانیم:

بسم الله الرحمن الرحیم

صبر و استقامت پیشه کنید، چون خدا با صابرین است. در دعا‌ها و نماز‌ها و نماز جمعه شرکت کیند. همیشه از خداوند سلامتی و طول عمر رهبر عزیز را بخواهید. تا آخرین قطره خونی که در بدن دارید از خدمت در راه اسلام و خدا دریغ نورزید.

انتهای پیام/

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها