به روز شده در: ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۹:۱۳
شهید «محمد علی فخر آبادی» فرزندحسین در ۱۳۴۶/۷/۷ در یزد به دنیا آمد. سرانجام در عملیات نصر ۷ در سردشت در تاریخ ۱۳۶۶/۵/۱۴ به شهادت رسید.
کد خبر: ۴۰۵۷۲۱
تاریخ انتشار: ۲۳ تير ۱۳۹۹ - ۲۳:۳۴ - 13July 2020

به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از یزد، بعد از شروع عملیات، دشمن با تیربار بچه‌ها را در ارتفاعات زمین‌گیر کرده بود موقعیتی پیش آمد که تخریب‌چی شهید شد و فرمانده گروهان هم زخمی شد و نمی‌توانست کاری بکند.

داشت صبح می‌شد یک سرباز از جان گذشته به نام «محمد علی فخرآبادی» فرزند عبدالله به بچه‌ها گفته بود پشت سر من حرکت کنید و بیایید.

می‌گفتند تا بلند شد خود را انداخت وسط میدان مین و چند تا مین را منفجر کرد. بالاخره مسیر را پاکسازی کرده بود و بچه‌ها وقتی این روحیه را دیدند تکبیر گفته بودند و حتی روی بدنش پا گذاشته بودند و خود را به سنگر تیربار دشمن رسانیده بودند و منهدم کردند و تپه‌ی خلیل حسن بیگی هم سقوط کرد.

شهید «محمد علی فخر آبادی» فرزندحسین در 1346/7/7 در یزد به دنیا آمد. سرانجام در عملیات نصر7 در سردشت در تاریخ 1366/5/14 به شهادت رسید.

در ادامه وصیت‌نامه شهید بزرگوار را می‌خوانیم:

بسم الله الرحمن الرحيم

« من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا»

به نام خداوند بخشنده مهربان 

برخی از آن مومنان بزرگ مردانی هستند كه به‌ عهد و پيمان كه با خدای خود بستند كاملاْ وفا با انتظار شهادت مقاومت كرده و هيچ عهد خود را تغيير ندادند.

با سلام بيكران خدمت آقا امام زمان (عج) و نايب بر حقش امام خمينی (ره) و با سلام به شهدای صدر اسلام از شهداء كربلا تا كربلاهای ايران ‌و با سلام به شما پدر و مادر مهربانم.

پدر بزرگوارم از شما می‌خواهم كه اگر من شهيد شدم مرا ببخشيد و برای من گريه نكنيد نمی‌خواهم خم به ابرو بياوريد.

مادر مهربانم از شما می‌خواهم كه برای من گريه نكنيد اگر می‌خواهی كه گريه كنی برای علی اكبر و قاسم امام حسين (ع) گريه كن برای زينب و بچه‌های امام حسين (ع) گريه كنيد و به خواهران و برادرهايم بگوييد برای من گريه نكنند و از آنها بخواهيد كه مرا ببخشند.

پدرومادر عزيزم از اين كه چندين سال مرا بزرگ كرده‌ايد با هر خون دلی ببخشيد شما حساب كنيد كه همه می‌ميرند پس چه بهتر كه اين مردن در راه خدا باشد.

اين يک افتخار است شما از دوستانم بخواهيد كه مرا ببخشند و چند كلمه برای دوستانم دارم كه آنها هيچ وقت خدا را فراموش نكنند هر وقت كه خواستند كاری انجام بدهند به ياد خدا باشند و خود را كنترل كنند و اميدوارم كه مرا ببخشيد و صدقاتمان را به صندوق صاحب بيندازيد وبرای پنجره‌ای كه احمد ساخته است 2000 تومان بدهيد و از پول دفترچه‌ام برداريد اميدوارم كه مرا ببخشيد.

به اميد پيروزی رزمندگان حق عليه باطل.

خداحافظ

انتهای پیام/

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها