به روز شده در: ۰۳ مهر ۱۳۹۹ - ۱۳:۵۴
معرفی کتاب؛
کتاب دو جلدی «یادمان باشد»، گزیده خاطرات رزمندگان استان سمنان به اهتمام «حسن یعقوبی» چاپ و منتشر شده است.
کد خبر: ۳۹۶۸۸۹
تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۳:۳۸ - 16May 2020

به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از سمنان، کتاب دو جلدی «یادمان باشد» گزیده خاطرات رزمندگان استان سمنان به اهتمام «حسن یعقوبی » چاپ و منتشر  شده است.

قسمتی از متن کتاب:

جایی در درّه، پایین ارتفاعات که حدوداً 500 متر از رودخانه فاصله داشت،‌ در حال عبور بودیم که یک پوستة یخ تقریباً هفت، هشت سانتی‌متری شکست و بلدوزر به داخل باتلاق رفت. آب بالا آمد و تا نزدیک رکاب بلدوزر را گرفت.

برف زیاد بود و زمین قابل تشخیص نبود. بلدوزر دیگری آوردیم که اولی را بکشیم بیرون، بعدی هم فرورفت. خلاصه تا پنج دستگاه، پی‌درپی لایه‌ها شکست و بلدوزرها فرورفتند؛ ‌درحالی که در آن عملیات، حتّی یک بلدوزر هم بسیار کارساز و مهم بود. کلاً یک گروه مهندسی، کارش مختل شد. ما بلدوزرهای دیگر را از کنار آن‌ها عبور دادیم و کار را پی گرفتیم. روزی هفت، هشت ساعت برای بیرون کشیدن آن‌ها با ریختن تراورس و... کار می‌کردیم؛ ولی موفق نمی‌شدیم. شب، دوباره یخبندان مشکل‌ساز می‌شد.

یک‌ شب آن‌قدر گرم کار بودم که متوجه نشدم شب از نیمه گذشته و نمازم قضا شده است. رفتم برای نماز. شیخ رجب‌علی، معروف به علامه، روحانی تشکیلاتمان بود. گفت: «چیه! نماز مغرب می‌خونی؟ از مغرب پنج ساعت است که گذشته!» با این حرف حاج‌آقا دلم شکست. متوسل شدم به حضرت فاطمه زهرا(س).

گفتم: «بی‌بی‌‌جان! آبروی ما که رفت، ولی برای بچه‌های رزمنده، این بلدوزرها خیلی اهمیت داره؛ چون تمام راه‌های ارتباطی، پشتیبانی، مهندسی و مواصلاتی به این‌ها وابسته است. اگه این بلدوزرها را بیرون بکشیم، پنج‌هزار صلوات نذر می‌کنم.»

فردا صبح با این نیّت رفتم و به بچه‌ها گفتم: «امروز فرماندهی تمام‌کارها دست خانم فاطمه زهرا(س) است و هر کاری می‌کنیم، حضرت نظارت داره.» گفتم: «سیم‌بکسل‌ها رو وصل کنید تا بلدوزرها رو بیرون بکشیم.» آن‌ها گفتند: «چند روزه داریم این کار رو می‌کنیم!» گفتم: «امروز فرق می‌کنه.» ولی موضوع نذر پنج‌هزار صلوات را نگفتم. برادر شوشتری  فرمانده قرارگاه نجف همراه با برادر حسن‌بیگی از آنجا عبور می‌کرد. با خنده گفت: «این بلدوزرها رو کاشتین؟ کی سبز می‌شن؟!»

شاید نیم ساعت نکشید اولین بلدوزر بیرون آمد. تا ظهر نشده، همة بلدوزرها را بیرون کشیدیم. بچه‌ها وقتی از ماجرای توسل به حضرت زهرا (س) و نذر صلوات آگاه شدند،‌ آن‌ها هم به ادای این نذر مشغول شدند.

کتاب دو جلدی «یادمان باشد»، گزیده خاطرات رزمندگان استان سمنان به اهتمام  «حسن یعقوبی» در 87 صفحه و در قطع پالتویی در سال 1398 به سفارش اداره‌کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان سمنان و توسط انتشارات صریر در 500 نسخه چاپ و منتشر شده است.

انتهای پیام/

 

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها
آخرین اخبار