به روز شده در: ۱۷ خرداد ۱۳۹۹ - ۰۵:۱۷
معرفی کتاب/
«جوانان اهواز زنده‌اند» تاریخ شفاهی سردار «احمد غلامپور» است که در آن به شرح دفاع جوانان شهر اهواز در مقابل ارتش بعث پرداخته است.
کد خبر: ۳۸۵۶۰۰
تاریخ انتشار: ۱۲ فروردين ۱۳۹۹ - ۰۵:۰۸ - 31March 2020

همراه با جوانان غیور اهوزی در سال‌های جنگ تحمیلیبه گزارش خبرنگار فرهنگ و هنر دفاع‌پرس، «جوانان اهواز زنده‌اند» جلد اول از کتاب تاریخ شفاهی دفاع مقدس به روایت سردار «احمد غلامپور» است. این کتاب از 15 گفت‌‎وگو شامل «از کودکی تا وقوع انقلاب»، «عضویت در سپاه پاسدارن خوزستان و مهار غائله خلق عرب»، «اهداف عراق و قدرت‌های جهانی از حمله به ایران»، «ایران در آستانه جنگ»، «هجوم سراسری ارتش عراق و نخستین واکنش‌ها»، «مقاومت در برابر متجاوز»، «حماسه مقاومت در سوسنگرد»، «چهار عملیات ناموفق در جنوب و تحول در ارتش پس از فرار بنی‌صدر»، «خودباوری و غلبه بر ناامیدی»، «جنگ و واکنش‌های ارتش و سپاه»، «جنگ، عرصه ظهور فرماندهان خلاق در سپاه»، «شکل گیری و توسعه سازمان رزم سپاه پاسداران»، «طراحی و اجرای عملیات فتح‌المبین»، «عملیات بیت‌المقدس و فرماندهی قرارگاه قدس» و «آزادسازی خرمشهر و مسئله پایان جنگ» است که به کوشش «مجید مختاری» تدوین شده است.

سردار احمد غلامپور در سال 1335 در جنوب اهواز به دنیا آمد. در دوران دبیرستان با مسائل اعتقادی و سیاسی آشنا شد و دوستی و معاشرت با افرادی که در مسجد فعالیت می‌کردند، وی را به عرصۀ مبارزه سوق داد. غلامپور پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به عضویت سپاه پاسداران درآمد و با شروع جنگ تحمیلی، به محور سوسنگرد رفت و مسئولیت عملیات را برعهده گرفت.

وی در دورۀ مقاومت در برابر تجاوز ارتش عراق و عملیات‌های سال اول جنگ، حضوری فعال و مؤثر در جبهه‌ها داشت. وی بعد از مدتی به اهواز فراخوانده شد و در پایگاه منتظران شهادت (گلف) در کنار فرماندهان اصلی جنگ ازجمله رحیم صفوی، غلامعلی رشید و حسن باقری قرار گرفت و تجربه‌ها و توانمندی‌هایش افزایش یافت.

در عملیات فتح المبین، او جانشین مجید بقایی در قرارگاه فجر بود و همزمان با این عملیات، مسئولیت آماده‌سازی منطقه عملیاتی بیت المقدس (عملیات آزادسازی خرمشهر) را نیز بر عهده گرفت. وی سپس با دستور محسن رضایی، فرماندهی قرارگاه قدس را در عملیات‌های بیت المقدس و رمضان بر عهده داشت.

قسمتی از متن کتاب:

«لشکر 9  عراق روز نهم جنگ به حمیدیه در 15 کیلومتری اهواز رسید. این لشکر اگر موفق می‌شد از حمیدیه بگذرد، بعد از الحاق با لشکر 5 وارد اهواز می‌شد و شهر سقوط می‌کرد. آیت‌الله بهشتی با گزارشی که از شمخانی و دیگران گرفته بود، متوجه شده بود که اهواز به‌زودی سقوط خواهد کرد.

ایشان پیش امام رفته و گفته بود بچه‌ها نگران سقوط اهوازند. امام پاسخ داده بودند که «مگر جوانان اهواز مرده‌اند؟» این پیام که از طریق شمخانی به بچه‌ها رسید، خون همه را به جوش آورد و عده‌ای از جوانان اهواز به فرماندهی غیور اصلی رفتند و به عراقی‌ها شبیخون زدند و آن‌ها را ده‌ها کیلومتر عقب راندند.»

«جوانان اهواز زنده‌اند» در 386 به کوشش «مجید مختاری» تدوین شده و توسط انتشارات مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس روانه بازار کتاب شده است.

انتهای پیام/ 161

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها