به روز شده در: ۲۹ مهر ۱۳۹۹ - ۱۰:۰۰
خبرنگار دوران دفاع مقدس در گفت وگو با دفاع پرس:
«مجید شیران» گفت: اگر یک خبرنگار می خواهد در کارش موفق شود، نباید به هیچ حزب و گروهی وابسته باشد و همواره شجاعت و صداقت را سر لوحه زندگی خود قرار دهد.
کد خبر: ۳۰۳۷۳۸
تاریخ انتشار: ۲۱ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۷:۳۹ - 12August 2018

خبرنگار نباید به هیچ حزب و گروهی وابسته باشد«مجید شیران» اولین خبرنگار اعزامی دوران دفاع مقدس از لرستان در گفت و گو با خبرنگار دفاع پرس اظهار داشت: بنده مجید شیران متولد  1328 محله درب دلاکان خرم آباد هستم که در همان اوان نوجوانی به کارهای خبری و ارتباط جمعی و رسانه علاقه مند بودم و به عنوان خبرنگار در مجله کیهان بچه ها، کیهان جوانان و اطلاعات فعالیت داشتم.

وی گفت: پس از اخذ دیپلم طبیعی (علوم تجربی) در رشته کارشناسی روابط عمومی دانشکده صدا و سیما تکنسین ارشد الکترونیک فرستنده های پر قدرت رادیویی شدم.

شیران افزود: پس از اتمام خدمت سربازی در سال 1354 در صدا و سیمای خرم آباد استخدام شدم و همزمان با خدمت، در فرستنده رادیویی خرم آباد، اولین فعالیت خودم را پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با برنامه پیک صبح آغاز کردم که جا دارد از استاد بزرگوارم «عزت الله چنگایی» که در آن ایام حامی و مشوق من بود یادی کنم.

شیران با اشاره به فعالیتش در برنامه های مختلف صدا و سیما افزود: در برنامه های سیاسی اجتماعی مانند: «مردم و مسئولین»، « برنامه های صبحگاهی» و «آخر هفته» که به صورت زنده پخش می شد و برنامه سیمای خانواده فعالیت داشته ام و همچنین گزارشگر پخش مستقیم سفر آقای «هاشمی رفسنجانی»، در دوران ریاست جمهوری ایشان به لرستان بوده ام.

این خبرنگار دوران دفاع مقدس گفت: دوره های کوتاه مدت کارشناسی روابط عمومی را در مقاطع مختلف گذرانده ام که بخشی از آن را در مدیریت دولتی و دوره های کوتاه مدت دیگری در تهران و دیگر مراکز استان ها بوده است.

وی تصریح کرد: در زمان تجاوز رژیم بعثی به میهن عزیزمان، من با توجه به حرفه خبرنگاری در تاریخ پنج مرداد 1360 به تأسی و پیروی از رهبر انقلاب به عنوان اولین خبرنگار لرستانی در جبهه حضور داشته و به همراه آقای حسین فرید زاده به عنوان فیلمبردار گروه و آقای علی محمدی صدا بردار مأمور شدیم به تیپ 84 خرم آباد پیوستیم.

شیران خاطر نشان کرد: در اولین عملیات این تیپ و سپاه پاسداران لرستان که به آزاد سازی ارتفاعات منجر شد، در مناطق، «دشت عباس»، «عین خوش»، «ارتفاعات شاوریه» و «علی گریزه» حضور داشته ام که یکی از فرماندهان تیپ 84 خرم آباد، به نام جناب سروان «غلامعباس یوسفی»، که در تمام عملیات ها شرکت داشت، در خصوص اعزام ما به منطقه و ارتفاعات و خط مقدم ما را یاری می داد که البته ایشان تا پایان جنگ در جبهه ها حضور داشت اما خواست خداوند چنین بود که بعد از جنگ و هنگام انجام وظیفه به لقاء الله پیوست.

وی گفت: از جمله خبرنگاران لرستانی که به تأسی از حضرت زینب (س) در میدان مبارزه حق علیه باطل حاضر شدند تا رشادت ها، از جان گذشتگی ها، ایثار و فداکاری رزمندگان جان بر کف ایرانی را به تصویر بکشند، «محمد رضا حافظی»، «بهروزگودرزی»، «نصرالله امینی» و اولین شهید خبرنگار لرستانی، شهید «حیدریان» بودند.

این خبرنگار رزمنده با اشاره به حضور گسترده نیروهای لرستانی در مناطق جنگی گفت: از جمله رزمندگان هم استانی که در عملیات آزاد سازی ارتفاعات «شاوریه» حضور داشتند، امیر «اسکندر بیرانوند»، شهید «شاهمراد نقدی»، «هرمز احمدی»، سروان «لطفی پور»، «حسن کلانتر» بودند که ما هم با خوشحالی خبر موفقیت در عملیات را برای تلویزیون فرستادیم.

وی با اشاره به خاطرات تلخ و شیرین به یادگار مانده آن روزها گفت: پیروزی در عملیات ها، دیدن چهره پیروزمندانه رزمندگان و به دست آوردن غنایم جنگی در شرایطی که هیچ کشوری به ما کمک نمی کرد و تجهیزات جنگی به ما نمی فروخت، برای ما بسیار لذت بخش و غرورآفرین بود به خصوص زمانی که از سردار «محسن رضایی» می پرسند «شما سلاح های مورد نیاز را از کجا تآمین می کنید؟» ایشان در جواب می گوید: «ما با صدام قرارداد بسته ایم، هر چند وقت یکبار مقداری از سلاح ها و مهماتی که در اختیار دارند را به غنیمت می گیریم و اسلحه مورد نیاز ما تأمین می شود!».

شیران یادآور شد: با وجودی که دشمن بعثی ما از نظر سلاح و تجهیزات قوی بود، اما از نظر نیروی انسانی بسیار ضعیف بود به نحوی که از سایر کشورهای عربی برای مقابله با ایران نیرو به عراق اعزام شده بود و زمانی که اسرای عراقی را می آوردند و در برخی از  هر های ایران می چرخاندند، نیروهای مصری، سودانی و همچنین از سایر کشورهای عربی به جز سوریه و عمان در بین آنها بودند.

وی افزود: زمانی که  تعدادی از اسرای عراقی را که لشکر 84 به اسارت گرفته بود، در شهر خرم آباد می چرخاندند، همشهری های ما به طرف آنها گل پرتاب می کردند و به آنها خوراکی می دادند ولی هر وقت اسرای ما را در شهر های عراق می گرداندند به طرف آنها تف پرت می کردند و این تفاوت حکومت ها را نشان می دهد.

این  خبرنگار رزمنده با اشاره به شجاعت و دلاوری خلبانان ایرانی در دوران دفاع مقدس تصریح کرد: از کشورهایی مانند روسیه و کشورهای اروپایی فوج فوج هواپیما برای عراق فرستاده می شد اما هوا نیروز ما با خلبانانی مانند شهید «غلام رضا چاغروند» و شهید «ابراهیم کاکاوند» که «صدام حسین» برای جنازه ایشان جایزه تعیین کرده بود، بدون هیچ واهمه ای می رفتند در حلق دشمن و قلب بغداد را می زدند.

وی گفت: مدتی در باشگاه خبرنگاران تدریس می کردم در آنجا اولین سئوالی که از من پرسیدند، این بود که « وقتی وارد جبهه شدید، جنازه شهیدی را ندیدید؟» با این سوال اشک در چشمانم جمع شد چرا که با ورودم به جبهه اولین شهیدی را که دیدم، پسر یکی از بچه محله های خودمان بود که کوله پشتیش افتاده بود جلو صورتش وقتی که جنازه اش را برگرداندم دیدم شهید «مسعود صارمی» است.

این خبرنگار روزهای دفاع و حماسه افزود: در همان جبهه «شاوریه» برادرم «حمید شیران» درجه دار پدافند هوایی بود و در ارتفاعات منطقه مأموریت داشت که البته در سال 1361 در عملیات «محرم» در منطقه «آبدانان» به شهادت رسید و برادر دیگرم «تورج شیران» در عملیات «خیبر» مجروح شد و به مقام جانبازی نایل آمد.

شیران در رابطه با انتقال عکس ها و فیلم ها و گزارشاتی را که آن زمان می گرفتند به صدا و سیما یادآور شد: کارهای ما یا از طریق خود صدا و سیما منتقل می شد یا اینکه یک چیزی درست کرده بودند به نام خط رفت و برگشت که در مکروویو مخابرات می بردند و تحویل می دادند.

این خبرنگار رزمنده با اشاره به برکات سفر دانش آموزان و دانشجویان در قالب کاروان های راهیان نور به مناطق جنگی گفت:

در سال 1386 بعد از 26 سال از اولین اعزمم به مناطق جنگی، از طرف بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی خرم آباد به عنوان راوی کاروان «راهیان نور» دعوت شدم و زمانیکه در اروند کنار بودیم، با بلندگو اعلام کردند: «دانشجویان دانشگاه درود سوار اتوبوس شان شوند» و با صدای بلند از بلندگو صدا زدند، «خانم لاویان» این اسم توجه من را به خودش جلب کرد، با سرعت خودم را به اتوبوسی که از «درود» آمده بود رساندم و وارد اتوبوس شدم پس از سلام و احوالپرسی گفتم: «خانم لاویان در این اتوبوس هستند؟» دیدم یکی از دانشجویان که در صندلی های جلو نشسته بود، برگشت و گفت: « فائزه! فائزه! با تو کار دارن» بلند شد آمد جلو گفتم: «پدر شما نظامی نیست؟» گفت: «نظامی بوده ولی شهید شده است» گفتم: «اسم کوچک پدرتان چی بود» گفت: «حسین» گفتم: «کی شهید شده است؟» گفت: «سال 1360» گفتم: «حتماً شش مرداد!» گفت: «نه هفت مرداد» گفتم: «پنج مرداد 1360 با پدر شما در ارتفاعات «شاوریه» مصاحبه داشته ام  دیدم همه بچه های اتوبوس اشک در چشمانشان جمع شد. خانم «لاویان» گفت: «در دفتر خاطرات پدرم اسم شما آمده است و آن دفتر الان در بنیاد شهید درود نگهداری می شود». 

وی خاطر نشان کرد: اگر یک خبرنگار می خواهد در کارش موفق شود نباید به هیچ حزب و گروهی وابسته باشد، همواره شجاعت و صداقت را سرلوحه زندگی خود قرار دهد، نسبت به مسائل روز آگاهی داشته باشد تا بتواند اخبار را درست منعکس کند.

انتهای پیام/         

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها