|
شهدای عملیات بیت المقدس - بخش دوم |
|
|
|
09 تیر 1387 ساعت 15:02 |
|
صفحه 11 از 67
شهيد محمدرضا گوسفندشناس
تاريخ تولد :1340
تاریخ شهادت : 1361
محل تولد :اصفهان /نجف آباد
طول مدت حیات :21
محمدرضا گوسفندشناس در سال 1340 در شهرستان نجفآباد استان اصفهان در خانوادهاي ساده و مهربان ديده به جهان گشود.با فرا رسيدن هفتمين بهار زندگي جهت آموختن علم و دانش راهي مدرسه گشت او با علاقه و پشتکار فراوان به تحصيل پرداخت تا اينکه در سال 1358 موفق به اخذ يپلم فني شد همزمان با اوجگيري مبارزات انقلابي مردم بر عليه رژيم پهلوي، محمدرضا به عنوان يکي از عناصر اصلي در جبهه دفاع از ارزشهاي نظامي اسلامي به انجام فعاليت پرداخت و در اکثر راهپيماييها و تظاهرات مردمي حضوري فعال داشت با پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي و حمله دژخيمان بعثي عراقي به حريم ايران اسلامي او به کردستان و جنوب ايران شتافت و در مقابله با منافقان کردستان، گرفتار مزدوران دموکرات شد ولي با زيرکي و درايتي که داشت توانست از دست مزدوران بگريزد و با حضور خونينش در فتح خرمشهر(عمليات بيتالمقدس)، يادماني سرخ در پيکرش بر جاي نهاد ولي همواره تشنه مبارزه و جهاد بود و پس از بهبود در عمليات رمضان شرکت کرد سپس به نجفآباد اصفهان مراجعت کرد و در امر آموزشهاي نظامي، عقيدتي سياسي و محافظت از شخصيتهاي انقلاب مشارکت ورزيد و همواره مورد سوء قصد منافقان کوردل قرار ميگرفت سرانجام در عمليات محرم در سال 1361 در سن 21 سالگي بر اثر اصابت ترکش خمپاره به درجه رفيع شهادت نائل آمد.
منبع:كتاب سرداران سپاه توحيد
شهادت
مرحله اول عمليات محرم بود محمدرضا مسئوليت فرماندهي گردان يا زهرا (س)را بر عهده داشت همه او را با نام حاجي خطاب ميکردند و اين نام محبوب دل همه بود عمو عباس نجاري آن روز خيلي اصرار کرد تا همراه حاجي به خط برود اما او موافقت نکرد بعد از رفتن گوسفندشناس، عمو عباس چند قرص نان برداشت و با اجازه جانشين گردان به خط رفت. دژبان مانع ورود او شد اما عمو عباس به هر طريقي خود را به خط رساند و توانست به همراه دو نفر از نيروهاي بسيج با يک نارنجک يک فرمانده عراقي را اسير نمايد.موقع نماز ظهر حاجي عباس را ديد با ناراحتي پرسيد:«اينجا چه کار ميکني؟» عمو عباس سر به زير انداخت. جوابي براي کارش نداشت و نميتوانست بگويد بدون اجازه شما و با اجازه جانشين آدم حاجي گفت:«اينجا بايست تا من نمازم را بخوانم و بعد از آن تو را به عقب برگردانم حاجمحمدرضا به نماز ايستاد اما گلولهاي به پيکرش اصابت نمود و او آسمان مرد خاکيپوش ايران اسلامي به ديدار دوست شتافت.
منبع:کتاب سجده وصل
|