زندگی نامه
شهر قهرمان پرور اردبیل یکی از روزهای سرد خود را سپری می کرد ولی خانواده جدی منتظر هدیه ای خداوندی بودند. مظفر پدر خانواده از افراد سرشناس اردبیل و فردی مومن و زحمتکش بود که بدلیل ارادت خاصی که به امام حسین (ع) داشت و یکی از بانیان عزاداری ایشان بود، در میان مردم محله خیرآباد فردی شناخته شده بود . انتطار پدر و مادر به سر آمد و در سال 1324 فرزند سوم خانواده به دنیا آمد. نام او را غفور نهادند پسری که سال ها پای در رکاب نبرد نهاد و جانانه بر دشمن بعثی تاخت .
به نام کسی که موجودی را به نام انسان آفرید و به نام او که بخشنده و مهربان است و بر همه چیز قدرت و توانایی دارد. در دنیا همه ی نعمت های خود را د ر اختیار انسان گذاشته، اما انسان در تماشای طلیعت ناتوان است و پیامبرانی را برای انسان فرستاد، تا او را به راه راست هدایت کنند. آنهایی که هدایت نشدند، کافر هستند و در آخرت، درآتش جهنم می سوزند و آن هایی که پیام خدا را قبول کردند، به نیکی پرداختند و رنج و مشقت بسیاری را تحمل کردند، در آخرت با سر افرازی به بهشت وارد می شوند و در برابر خداوند شاد هستند.
آه ستاره ها چه پر فروغ بودند و من، بنده ی ناسپاس، در لاک قیر گون خود فرو رفته بودم. چه سخت است گذرانیدن این لحظه که انسان اندکی از بدبختی ها و بیچاره گی ها را حس می کند. در سراسر زندگی، با وجود تمامی نشانه هایی که از او می بینیم، از وجودش غافلیم. آری، حتی مورچه ها و زمین و آسمان او را می خوانند و چه زیبا می خوانند. ما چگونه خود را بنده او می دانیم؟ چگونه خود را مسلمان می دانیم، د ر حالی که اصول دین او را انجام نداده ایم؟
مردم شهید پرور و قهرمانان این آب و خاک اسلامی! درود خدا و رسولش بر شما باد که این چنین متحد و متفق در راه راست یعنی همان صراط مستقیم حرکت می کنید و در این راه از هیچ خطری هراس ندارید. چرا که می دانید اگر در این راه جان و مال خود را هم از دست بدهید، باز هم پیروز هستید.
حسین جان! گواهی می د هم که تو مکان ما را می نگری و سخن گفتن ما را می شنوی. تو زنده ای و نزد پروردگارت از نور حقیقت روزی می خوری. از پروردگار بخواه که زیارت کربلایت را روزی ما شیعان عطا فرماید.
این جانب، با آگاهی کاملی که از شهادت دارم، برای دفاع از اسلام و حیثیت انقلاب اسلامی و دفاع از مملکت اسلامی و به فرمان رهبر کبیر انقلاب و مرجع عالی قدر، امام خمینی به جبهه ی حق علیه با طل می شتابم و امید است که خون های ما، نهال نوپای انقلاب اسلامی را بارور کند و شهادت ما موجب آگاهی و رشد فکری جامعه ی جهانی گردد.
سلام بر امت شهید پرور و با ایمان. سلام به بنده ی کوچک را بپذیرید
امید وارم که شما برادران انقلابی امام را تنها نگذارید و راه شهیدان را ادامه دهید و اسلام را در جهان پیروز گردانید.
از برادر مهربانم و خواهر عزیزم و همسر مهربانم می خواهم که در عزای من بلند گریه نکنید که دشمنان خوشحال و دوستان ناراحت می شوند. از بچه هایم می خواهم که اسلحه ی مرا زمین نگذارید و راه شهیدان را ادامه دهند و قلب خانواده ی شهدا را با عمل خود شاد کنند.
من این راه را با َآگاهی انتخاب کردم و از ضد انقلاب ها می خواهم که هر چه زود تر توبه کنند و به آغوش مردم بر گرد ند که فردا دیر است.
امید وارم که خداوند مهربان این خون ناقابل را بپذیرد و مرا در سایه ی رحمت خود قرار دهد. والسلام
انا ﷲ و انا الیه راجعون.
با سلام به جمیع پیامبران الهی که نمونه ی بارز مصباح الهدی گشتند و اقوام غرق د ر فساد و تباهی را به سوی خیر و سعادت رهنمون شدند... بالاخره هر کسی باید روزی از این دنیای فانی را وداع گوید و د ر آن جهان نا ظر اعمال بد و خوب خود باشد. یکی د ر رختخواب می میرد، یکی در بیمارستان و دیگری جان خود را د ر راه رضای خدا از دست می د هد و بهترین مرگ ها آن است که در راه خدا کشته شوی.
هدف من از آمدن به جبهه، ابتدا جلب رضای خداوند و بعد از آن دفاع از کشور اسلامی و دین مبین اسلام است. در این بره از زمان هر کس در حد توان خود باید دین خدا را یاری کند. پس باید به یاری دین اسلام بشتابیم...
شب اربعین بود که در عالم رویا امام عزیزم، حضرت مهدی را دیدم. د ر حالی که لباسی یک دست سیاه پوشیده بود ند. انگار که قبل از ایشان را می شناختم. به حضورشان رفتم و ایشان هدیه ای به من دادند. یک دفعه از خواب بیدار شدم. آن شب تا صبح از خوشحالی گاهی می خند یدم و گاهی گریه می کردم. خوشحال بود نم از این که با کفران نعمت و گناهان زیاد و خیانت هایی که مرتکب شده ام؛
... سلام بر شما (ائمه معصومین) که بندگان خاص خدایند و از هر چه که داشتید د ر راه خداوند و معبود و معشوق خویش گذشتید.
سلام بر شما که متقیان راه اﷲ هستید.
یا ایها الذین آمنو اتقو ا.. و کونو مع الصابرین.
سلام بر نخستین انسان بر جسته و بر گزیده ی تاریخ، خاتم الانبیا، محمد مصطفی (ص) این منجی عالم بشریت و سلام و درود بر منجی انسانها، حضرت مهدی (عج) و نایب بر حقش، امام خمینی، این پیر جماران و این قلب تپنده ی امت حزب ا ﷲ و امید محرومان جهان و با درود به پیشگاه سالار شهیدان، ابا عبد اﷲ الحسین، این معلم ایثار و فداکار تاریخ و پرچم دار سرخ شهادت.
ماد رم! خوشحال باش که فرزندت، از میان راه های پر پیچ و خم مادی، راه تکامل و سعادت را انتخاب نمود و خوشحال باش که فرزندت، حسین گونه در مقابل کفر سلاح بر کشید و مرگ با عزت را بر زندگی با لذت ترجیح داد.
به نام خداوند بخشندی مهربان
شهادت ارثی است که از انبیاء به ما رسیده (امام امت). آری قرآن مجید می فر ماید:
ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل ال.. امواتا بل احیاء عنده ربهم یرزقون.
بسم رب الشهداء و صدیقین
حمد و سپاس خداوند ی را که همه ی گویندگان از مدح و ثنای او عاجزند و شما رشگران و حسابگران از شمارش نعمت های او درمانده اند و سپاس او را که به سبب خلقت و آفرینشی که فرمود، به خلایق آشکار شده است و به حجت و برهان خویش د ر دل های آن ها ظاهر و نمایان است و سلام بر ملائک خدا که همیشه در رکوع و سجودند و امین وحی و نگهبانان بندگان و دربان بهشتیان او هستند و سلام بر پیامبران و ائمه ی معصومین...
پدر و مادر مهربانم! اینک خدای سبحان، مرگ مرا شهادت قرار داد و این توفیق را پیدا کردم تا د ر دجله و فرات وضو سازم و از پلی که به سرخی خون و به گرمی ایثار است، بگذ رم و به تربت پاکم مولایم، حسین، نزدیک شوم و شهادت را بر اسارت ترجیح دهم. مرا ببخشید و حلالم کنید...
خدا یا تو را شکر می کنم که قدری مهلتم داد تا اسلام واقعی را بشناسم و در خاموشی جهل از دنیا نروم. انقلاب اسلامی باعث شد که من از لاک خود بیرون آیم و دور و برم را بنگرم و به زندگی دیگری نگاه کنم و طور دیگری گام بردارم.
در یک سفر بین شهری که می خواستیم از هامبورگ به شهر دیگری برویم،سر ظهر بود که به ایستگاه راه آهن رسیدیم.هنوز قطار به ایستگاه نرسیده بودکه دیدم آقای بهشتی ،قبله نما را روی سکو گذاشتند.پس از اینکه قبله مشخص شد به نماز ایستادند...